تبليغاتX
یک تکان قوی

یک تکان قوی

قافله غم

کی رفتهء از یادم هنوز

 

               کی رفتهء از یادم هنوز             

چه کنم

اگر خندیدم گفتی اینقدر از دنیا راضی مباش

اگر گریستم گفتی غم هارا فراموش کن

اگر حرف زدم گفتی با حرف کاری نمیشه

اگر عمل کردم گفتی تحمل کن

اگر صبر کردم گفتی دیر شده

اگر نشستم گفتی بیش برو

اگر رفتم گفتی بمان تا برایت غم بدم خندیدی و رفتی

و من بیچاره تا به حال انتظار ترا میکشم

======================================

==============================

=====================

============

=======

====

=

انتظارم بیا

 

حالا که تو نیستی!!...

تا به حال به این موضوع فکرکرده ای چگونه می توانم اندوه بزرگی که در گلو دارم

و به واسطه اش هر لحظه بغضی در من به اشک می نشیند را مهار کنم؟؟!!

حالا که تو نیستی، من با وجود همه ی دغدغه ها و دل مشغولی های روزمره

با وجود خستگی، با پیدا کردن کوچکترین فراغتی، دل به صبوری

کاغذها می بندم

حالا که هرشب چشم به ستاره ها می دوزم، می خواهم فریاد بزنم:

ای ستاره ها !!

مرا می شناسید ؟؟؟

حالا که تو نیستی

و من از خداوند میخواهم تا تو هم مثل من...............؟!؟

انتظارم تا ترا در حال غرق شدن ببینم

 

+ نوشته شده در  15 Dec 2008ساعت 10 AM  توسط رامین عطایی  |